برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
عکس چسبیده به دیوار نگاه های مادر نفس های شمرده حرف های ناگفته قلبش
اشکهایی که بی اختیار میریزد یاد می اورد بودنش را صدایش را خندیدنش را .
برای چه رفتی پسرم ؟جوانیت پیرم کرد نگاه به قاب عکست از زندگی سیرم کرد .
چه چیزهایی به دست اوردیم پسرم . چقدر ساده بودم که راهیت کردم پشت سرت اب ریختم من مادر ساده ...
نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 11:8 توسط : سنگ | دسته :
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
آدم کم کم توی خودش رسوب میشه ، هی با حرفهای دیگران میره پایین، ته نشین میشه ، دریچه فکرش خالی میشه !!! هی کم حرف میزنه میسوزه!!! میسازه !!!، تا آخر برای همیشه ساکت میشه!!!
منم یه روز ساکت میشم و اسوده میخوابم @@@
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 15:24 توسط : سنگ | دسته :
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی
برچسب:
نویسنده: میلاد شریفی